"حسن آقا چقدر شد؟"
"15 هزار و ششصد تومن"
"چشات دیوونه ام می کنه "
"نه آقا ... داریم زیر قیمت که خودمون خرید کردیم میدیم .. اگه زیر قیمت ندیم کامل ورشکست می شیم...همینکه یه خورده از سرمایه اصلی خودمون برگرده ... تو این اوضاع خدا رو شکر می کنیم."
"صداتو که می شنوم ...هزار تا مشکلم که داشته باشم ...آروم می شم ... حتی اس ام اسات واسم خداست... اگه توش بهم بد و بیراهم گفته باشی ... شیرین تر از عسله ... میدونی چرا؟ ... چون عاشقتم"
"خب هر خونه ای یه قیمت داره ... تو همین محل خودمون "
"یه آپارتمان صدمتری؟"
"بازم نمی شه درست قیمت داد ... فروشنده حساب سود و زیانش رو می کنه ... خونه آفتاب گیر باشه یا نورگیر با هم فرق داره ... چند واحدی باشه فرق داره ... طبقه چندم باشه فرق داره.... امکاناتش چی باشه فرق داره ... نوساز باشه یا قدیمی فرق داره ... بر خیابون باشه یا تو کوچه فرق داره ... ته کوچه باشه یا سر کوچه ف..."
"سر همون کوچه قدیمی منتظرتم ... دیر نکنیا ... "
"الان که مث اون موقع ها نیست ... با تاکسی کار می کردیم خرج زن و بچه رو که می دادیم هیچ ... تازه بازم می موند ... اما الان چی ... یه باد می خواد بزنه به چرخ ... خدات تا ایراد دیگه هم از خودش در میاره و می گه ... بنزین رو باید بری آزاد بخری...خرج با برج جور در نمیاد ... همین گیربکس ..."
"ماشینمو تازه اسپرت کردم ... خوشگل شده نه ؟ ... اما هیچی به پای خوشگلی و صفای تو نمی رسه "
"بری تو بورس سرمایه گذاری کنی؟! ... حساب سود و زیانش رو کردی ؟ .... حساب اینکه یه هو یه شرکت قیمت سهامش بیاد پایین؟ ... حساب...."
"عشق که حساب و کتاب نداره ... عشق سود و زیان نداره ... اگه همش ضرر هم باشه ..."
"بابا چی می گی تو ... امروز کسی تفم بی حساب کتاب کف دستت نمیندازه!..."
"می خوام دنیا بدون تو نباشه ... اصل دله ... که با تو خوشه ."
"نه با این قیمتا نمی شه ... از دو سال پیش تا حالا کلی توفیر کرده... قیمت کارگر ... قیمت برش زن... قیمت شابلون زن ...ق "
"میدونی مامانم واسم دختر دیده ... انگاری دوران قاجاره... می گه تحصیل کرده است ... دختر آقای بززرگی هستش ... بزرگی رو که می شناسی همون فامیل خیلی دورمون ... نگفته بودم ... چرا ازش گفته بودم ... مدیر سازمان "...." هستش ....کار سازمانشون یه جورایی به تحصیلات منم مربوطه ... مامانم می گه :"از همین الان خودشون یه جورایی پیغوم پسغوم دادن که آره ... یه پست خوب بهم میدن ....مامانش گفته حیف نیست جوون تحصیل کرده ... حروم شه ... " خنده داره نه... به مامان چیزی نگفتم ... نمی شه که بهش چیزی گفت ... اما اینا رو گفتم که بخندیم ... من تو چه فکری ام ... اونا تو چه فکری"
"عروس خانوم وکیلم؟"
"شیدا ... حالا نگفتی قیمت جرم گیری یه دندون که یه ساله جرم گیری نشده ... چقدر می شه؟"
"تو بیا ... با هم حساب می کنیم... واسه خودته دیگه؟"
"نه واسه دشمنمه!"
"دیوونه ... خب قیمت ها فرق می کنه ....غیر از جرم گیری دندون؟"
"جرم گیری یه قلب...که دو سال کثافات دروغ توش نشسته؟"
"اون قیمت نداره ... اگرم داره من نمیدونم چقدره ... ولی اگه جایی رو گیر آوری ... قلب منم جرم گرفته ... 20 ساله توش کثافات دروغ نشسته"
"جناب مدیر کل تشریف دارن؟"
"نه با این قیمتا نمی شه ... از دو سال پیش تا حالا کلی توفیر کرده... قیمت کارگر ... قیمت برش زن... قیمت شابلون زن ...ق "
" خب آخرش چی؟ ... "
" آخرش؟ ... منتظرم..."
"منتظر چی؟"
"نمی دونم ... نمی دونم...نسی قیمت دو سال عمر چقدره؟... اصن می شه رو عمر ... رو احساسی که لهش کردن قیمت گذاشت؟"
"نمی دونم ... خاقانی می گه : "از نسیه و نقد زندگانی همه را / سرمایه جوانیست جوانی هم هیچ"..."
"جوونی؟...اونم دلش خوش بوده ... لابد رفته بوده ... هر دو سال جوونی رو با یکی سر کرده و آخرش ... اصن می دونی قیمت عمر گرو کشیده چقدره؟"
"......"
"بابا چی می گی تو ... امروز کسی تفم بی حساب کتاب کف دستت نمیندازه!..."
"چشات دیوونه ام می کنه "
"نه آقا ... داریم زیر قیمت که خودمون خرید کردیم میدیم .. اگه زیر قیمت ندیم کامل ورشکست می شیم...همینکه...."