خب بعضیا ... چه در دنیای مجازی و چه در دنیای واقعی ... از من سوال کردن که چی جوری تونستم خودم رو لاغر کنم .

تا به حال در دنیای مجازی توضیح ندادم .... اما در دنیای واقعی هر کسی شنید ... گفت: "وای من نمی تونم." ... و از خیرش گذشت.

اما چون ازم سوال کردین که چی جوری تونستم خودم رو لاغر کنم. برنامه ام رو توضیح میدم ... البته این رو بگم که الان تا حدود زیادی به این برنامه غذایی عمل نمی کنم ... تقریبن چند ماهی می شه ... و هر چه دلم می خواد می خورم ... از بدترین نوع هم می خورم ... از شله زردفراوون گرفته .... تا بستنی ... نان خامه ای .... و حلورده .... و تونستم از 46 کیلوگرمی که شده بودم برسم به 48 !

و اما برنامه غذایی و برنامه های کناری اش!:

برنج ... قند و شکر .... روغن به طور کامل حذف شد و به جای اش .

صبحانه :

اول صبح چون من سیگاری هستم حتمن باید سیگار و چای ام را م کشیدم و می خوردم ... دو لیوان چای ... هر کدام به همراه پنج عدد مویز! (آره به خدا مویز)

ساعت 10 صبح یک لیوان شیر به همراه 21 عدد مویز ( این عدد 21 رو یکی از دوستام گفته بود خیلی قبلا که اگه آدم صبح به صبح 21 مویز بخوره به همراه صبحونه اش عقلش زیاد می شه .... ما هم کم عقل .... می زدیم تو رگ )

در طول روز تا ناهار .... بعد از ناهار ....عصر .... و شب .... خب اگه چای نمی خوردم که می مردم .... و به همراه هر کدام هم 5 مویز .... به عبارتی تقریبن روزی هشتاد عدد مویز .... باورتون می شه می شمردم مویزا رو!

حالا می ریم سر غذای اصلی :

یک تکه کباب به اندازه چهار انگشت ... یک تکه مرغ آن هم به اندازه چهار انگشت منتها ارتقاعش بیشتر! که روی اش پس از پخت با روغن زیتون تفت کوچکی داده شده بود.

و کنارش یک دنیا چیز دیگر که شامل هویج، کدو، فلفل دلمه ای ، پیاز ، قارچ است که از خودم اختراع کردم که مواد کافی به بدنم برسد ....آنها را می گذارم کاملن پخته شود .... و بعد موقع خوردن روی اش روغن زیتون می ریزم!

و در کنار همه اینها ... سبزی خوردن به صورت فت و فراون!

و سه قطعه نان سنگک اندازه کف دست ...گاهی اوقات هم بعضی های اش را به اندازه دو کف دست بر می داشتم و می گفتم انشالله گربه است!

تنگ غروب تو سرمای اواخر بهمن و اسفند .... ورزش در پارک نزدیک خانه ... که بلافاصله تبدیل شد به نرمش خانگی و بعد هم بی خیال بابا!

شب ها که گرسنه می شدم .... بهترین شکم پر کن کاهو بود نه به شکل سالاد .... بلکه خود کاهو ... چند برگ که می خوری انگار شام مفصلی خورده ای !

و این بود برنامه غذایی که اجرا شد و من را بیافرایی ساخت.... اگه شما هم می تونین انجامش بدین.

در حال حاضر ....غذای اصلی من همانیست که گفتم .... اما صبح ها مفصل می خورم ... و با چای شکلات هم می خورم ....اما مویز خوری به صورت یه مشت با یه چای هم دارم ....اما مهمتر از همه این است که متوجه شدم اون چیزی که باید در برنامه ام بی خیالش نمی شدم ورزش بود ... و حالا یک هفته ای است که کج دار و مریز ورزش می کنم .

این بود برنامه تغذیه برای لاغری در شش ماه از سوی نسترن رها

البته گفته باشما تو همون ماه اول حداقل سه تا چهار کیلوگرم وزن کم می کنین .

"و می شین نسی لق لقو ...آمل اصتکبار"